(قسمت دوم)
22- تعریف جان استوارت میل
جان استوارت میل تربیت را هر تأثیری میداند که آدمی در معرض آن است. تفاوت نمیکند آبشخور آن اثر گذاری، شیء، شخص و یا جامعه باشد. (رفیعی، ۳/۹۰)
23- تعریف دیوئی
جان دیوئی بر آن است که تربیت، مجموعه فرایندهایی است که از راه آنها، گروه یا جامعه ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ تواناییها و خواستههای خود را به اعضا و نسلهای جدید منتقل میکند تا بقا و رشد پیوسته خویش را تضمین کند. (همان)
24- تعریف دورکیم
امیل دورکیم از تربیت، اجتماعی شدن انسان را میخواهد و دیدگاهش بر اصل «وجدان جمعی» استوار است. از نگاه وی، تربیت آن کارکردی است که در طی آن، نسل بالغ، رسیده و تربیت یافته، بر نسلی که هنوز برای زندگی به اندازه کافی پختگی نیافته است، اثر میگذارد و هدف از آن، برانگیختن و گسترش حالات جسمی، عقلی و اخلاقی متربی است. (همان، /۹۱)
25- تعریف جیمز
ویلیام جیمز تربیت را صنعتی ظریف میشمارد که انسان را توانا میسازد با بهرهگیری از اندیشه خود، اشیاء خارجی را بنا بر خواست، نیاز و هدفهای علمی خویش به دست آورد و به گونه دلخواه در آنها تصرف کند. (همان)
26- تعریف اتحادیه بین المللی پرورش نو(LIDN)
پیشنهاد اتحادیه بین المللی پرورش نو (Ligue international d’educati nouvelle) در تعریف تربیت این است که تربیت، فراهم کردن زمینه رشد کامل تواناییهای هر کس ـ در حد توان ـ به عنوان فرد و نیز عضو جامعهای مبتنی بر همبستگی و تعاون است؛ تربیت از تحول اجتماعی جدا نبوده، بلکه خود یکی از نیروهای تعیین کننده آن است. (همان)
27- تعریف کرشن اشتاینر
کرشن اشتاینر از تربیت فرایندی را میخواهد که در طی آن مربی، متربی را به گونهای از زندگی رهنمون شود که با اقتضای فطرت او سازگار افتد و بر ارزشهای معنوی استوار شود. (همان)
28- تعریف مونتنی
از دید مونتنی، تربیت تنها انباشت معلومات نیست، زیرا این فرایند، متربی را برای زندگی آماده نمیکند؛ عنصر گوهرین تربیت، سازندگی انسان است، چنانکه برای زندگی مفید و مؤثر باشد. (همان)
29- تعریف هربارت
هربارت تربیت را مقولهای میداند که در پی مراقبت از متربی و تعلیم اوست، به گونهای که صاحب هنر، مهارت، فضیلت و تقوا شود تا از راه این آموزشها به کمال، که همانا اعتدال و هماهنگی جسم و جان است، دست یابد. (همان)
30- تعریف پیستالزی
از نگاه پیستالزی، بنیانگذار شیوه نوین تعلیمات ابتدایی در غرب، تربیت، رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه استعدادها و نیروهای گوهرین در انسان است. (صدیق، /۱)
31- تعریف فرویل
فروبل تربیت را رشد و تعالی نیروها و استعدادهای بالقوه در نهاد آدمی میداند. (رفیعی، ۳/۹۱)
32- تعریف روسو
روسو بر آن است که تربیت، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت و هدایت نیروهای طبیعی و استعدادهای متربی و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق میپذیرد. از نظر او تربیت، فرایند پرورش متربی در گستره استعدادهای مادرزادی است. (همان، / ۹۲)
33- تعریف کانت
کانت تربیت را پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ میداند که در پی کامیابی متربی در جامعه آینده است؛ جامعهای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است. (همان)
34- تعریف دیگر از غزالی
پیری باید که او را راهنمایی کند و تربیت کند و اخلاق بد از وی ستاند و به در اندازد و اخلاق نیکو به جای آن نهد و معنای تربیت این است. (غزالی، مکاتیب فارسی، /۸۷)
35- تعریف محمد رضا رشید
محمد رضا رشید تربیت را رشد نیروهایی میخواند که در خور پیشرفت و تعالیاند و ریشه در سرشت آدمی دارند. از دید او این رشد از دو راهکار سلبی و ایجابی به دست میآید؛ راهکار سلبی، برداشتن موانع رشد استعدادها و از میان بردن آنچه نیروهای گوهرین آدمی را از اعتدال باز میدارد. و راهکار ایجابی به معنای افزایش، رشد دادن و پرورش جسم و جان از راه تغذیه سالم و آموزش علم و دانش. (رفیعی، /۹۲)
(پایان قسمت دوم)



ارسال شده توسط نویسنده اول در ساعت |